پیرمرد سرش را به علامت یادآوری آن خاطره جنباند . فرشته گفت : (( از آنجا که تو نخواستی آن برنامه تجاری را به مرحله اجرا درآوری همان فکر چند سال بعد به فکر مرد دیگری منتقل شد اما آن مرد برخلاف تو اجازه نداد با هیچ فکر و اندیشه ای به وحشت بیفتد و یقینا" تو نیز به یاد داری که او پس از مدتی کوتاه به یکی از مردان ثروتمند این سرزمین مبدل شد . )) فرشته پس از سکوتی کوتاه ادامه داد همچنین حتما زمانی را بیاد داری که زمین لرزه ای بسیار شدید شهر تو را به لرزه افکند و تمام ساختمانهای بزرگ را نابود کرد و هزاران نفر را در میان آوار محبوس و گرفتار کرد . تو از این امکان برخوردار بودی که بتوانی به کمک آنها بروی و بازماندگان این فاجعه را نجات ببخشی . اما به وحشت افتادی که نکند در هنگام غیبتت از خانه غارتگران به ملکت حمله کنند و تمام وسایل و مایملک تو را به تاراج ببرند . بنابراین درخواست های کمک را نادیه گرفتی و ترجیح دادی در خانه ات بمانی تا مبادا دزدی به آنجا بیاید .... مرد سرش رابه علامت یادآوری آن خاطره جنباند و به یاد شرمندگی و خجلتی که در آن دوران احساس کرده بود افتاد . فرشته گفت : (( آن واقعه بزرگترین موقعیت برای نجات بخشیدن جان صدها نفر انسان بدبخت بود . چنانچه این کار را به انجام رسانده بودی و به وسیله تمام بازماندگان و نجات یافته گان آن شهر مورد تقدیر و تجلیل و افتخار قرار می گرفتی . در ضمن آیا به یاد داری زنی بسیار زیبا و سرخ مو در برهه ای زمان در زندگی تو ظاهر شد ؟ زنی که تو بی اندازه نسبت به او جلب شده بودی . در آن زمان در زندگی با خود اندیشیدی که آن زن هرگز حاضر نخواهد شد با تو ازدواج کند . و از ترس آنکه پاسخ منفی بشنوی از کنار او گذشتی و هرگز راز قلبت را با او در میان ننهادی . مرد دوباره سرش را به علامت مثبت جنباند . اما اکنون قطرات اشکی از گونه هایش جاری شد . فرشته گفت : بله دوست من ... او می توانست همسر تو شود و از طریق او تو می توانستی صاحب فرزندان بسیار زیبا و خوش سیمایی شوی و درزندگی زناشویی از سعادت و خوشبختی پایدار بهره مند گردی ....
نتیجه : فرصت نیز مانند اکسیژن هوا به فراوانی در دسترس همه است . عقیده اشتباه این است که : (( بخت فقط یکبار در خانه را می زند ))اما باید دریابیم آنچه با ما تصادف کرده است فرصت بوده نه اتوبوس .
(( جان راجر ))
دو جاده در جنگلی از هم جدا شدند و من
جاده ای را که کم گذر بود برگزیدم و تمام
تفاوتها ناشی از این انتخاب بود .
((رابرت فراست ))
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 19:45 توسط pirouz

